خرید بک لینک
وقتی سرعت خواندنم به دلایل مختلف بالا رفت، از تندخوانی و گاهی سطحیخوانی خودم ناراحت بودم. به فکر آن افتادم کاری کنم که کیفیت فدای کمیت نشود. این فکر به ذهنم رسید که هر کتابی را که میخوانم، حتی آنه

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

بعد از مرگ شاه آرتور، پادشاه بریتانیا در قرون پنجم و ششم، بریتانیاییها از مسألهٔ عجیبی رنج میبرند. در شهر مهای وجود دارد که باعث فراموشی شده است. حالا اکسل و همسرش بیتریس به فکر آن هستند که به دنب

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

مثل یک داعشی که گم کرده دکمهٔ بمب انتحاری را گیجم و گنگ و میشمارانم لحظههای بیقراری را مثل کودکی که گم کرده چادر سیاه مادر را من به جستجوی خود بودم روزگار آزگاری را مثل آن گورخواب بیچاره که نفهم

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

غیر از این خستگی جانفرسا درد شکل دیگری دارد شکل مرگ شاپرکهایی در طواف کعبهٔ فانوس -شبح آفتاب در شبی گستاخ- درد شکل دیگری دارد: خبر خونی تب خورشید از زب

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

فئودور داستایوسکی یکی از نامآورترین نویسندگان تاریخ ادبیات داستانی است. شاید نشود فهرستی از آثار برتر ادبیات داستانی را یافت که یکی از آثار این نویسندهٔ روس در آن نباشد. داستایوسکی را معمولاً با آثا

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

محمدرضا کاتب بعد از رمان «هیس» سبک خاصی را در داستاننویسی برای خود به اثبات رساند و از آن موقع در همین سبک قلم زده است. شاید به یک معنا این سبک از داستاننویسی در ردهٔ داستانهای پستمدرن بگنجد، شای

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

حرف اصلی «طرز فکر» این است که انسانها مخلوطی از دو طرز فکر بسته و مبتنی بر رشد هستند. در طرز فکر بسته استعدادها از نظر شخص از پیش تعریفشده و بعضاً محدود هستند. البته انسانهای با طرز فکر بسته معمول

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

نویسندهٔ رمان «شیمی» متولد چین و مقیم آمریکاست که کارشناسی شیمی و دکترای سلامت عمومی از دانشگاه هاروارد گرفته است. این کتاب اولین و فعلاً تنها نوشتهٔ منتشرشده از «وایکی ونگ» است. او در این داستان که

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

«معنای یک پایان» یا به قول ترجمهٔ فارسی «درک یک پایان» نوشتهٔ جولین بارنز و برندهٔ جایزهٔ ادبی منبوکر سال ۲۰۱۱ است. اول آن که جایزهٔ منبوکر ادبیتر از بقیهٔ جایزههای معروف کتابهای نوشتهشده به زب

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

«جیمز وود» نویسندهٔ نیویورکر و مدرس دانشگاه هاروارد این کتاب را در تحلیل جنبههای مختلف جهانِ داستان نوشته است. فصلهای کتاب شبیه به مقالات جدا از هم است و به همین خاطر میشود آن را در فواصل مختلف خو

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 16:38

نوشتن از «طبل حلبی» نوشتهٔ «گونتر گراس» جرأت ویژهای میخواهد. گونتر گراس (۱۹۲۷-۲۰۱۵) در سال ۹۹ جایزهٔ نوبل برده است و از قضا این کتاب، یکی از سهگانههای جنگش، معروفترین و پراستقبالترین کتابش است. این کتاب سه جلد (سه کتاب) است: کتاب اول، کتاب دوم و کتاب سوم. کتاب به نسبت حجیمی است (با قلم ریز انگلیسی ۵۶۳ صفحه متن داستان است). به خاطر بیپرده گفتن مسائل ج

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

این کتاب مانند دیگر کتابهای مرحوم محمد مددپور با نگاه «حکمت انسی» به هنر مدرن و با تأثیر صریح از تفکرات سید احمد فردید نوشته شده است. به همین جهت رد پای اصطلاحات فردیدی (مانند فروبستگی، فراشد، و فلکزدگی) توی این کتاب پیداست. یکی از مقالات این کتاب جوابیهٔ نویسنده به مقالهای در یکی از روزنامههای اصطلاحطلب است، در آنجا زاویهٔ دید نویسنده با امثال سروش،

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

از دو دیدگاه میشود به داستان بلند یا رمان کوتاهِ بهرام صادقی نگاه کرد. از نظر تجربهٔ ادبی، زمانی این داستان نوشته شده است که داستاننویسی در ایران هنوز در سنین جوانیاش به سر میبرده است و از این جهت، این کار قابل ستایش است. کاری سورئال با تهمایههای فلسفی و ترس. از دیدگاه دوم، یعنی نگاه به این کتاب فارغ از آن که کِی و چگونه نوشته شده است، متأسفانه با کار

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

در مقدمهٔ کتاب ادعا شده است که سعی در پاسخ به این سؤال شده که چرا ایرانیان این قدر با شعر مأنوسند، برخلاف دیگر اقوام تاریخدار جهان که شاعران جایشان در قفسههای کتابخانههاست نه در قفسهٔ سینههای عوام و خواص. نویسنده ادعایی مبنی بر تخصصی بودن مقالات ندارد و لذا خواننده از این کتابِ بسیار کوتاه انتظار ویژهای نباید داشته باشد. اما نویسنده سؤالی را که در مقدم

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

صخرهٔ برایتون نوشتهٔ گراهام گرین اثری است که از چند وجه متفاوت دارای نقاط قوت و ضعف است. همین باعث میشود که از یک وجه با یکی از قویترین کارهای داستانی مواجه باشیم و از وجهی دیگر با یک کار معمولی. شروع و پایانبندی داستان منحصر به فرد است. در آغاز داستان، «هیل» میداند که قرار است کشته شود چون در اولین جمله از کتاب چنین آغازی آمده است: «هیل میدانست، قبل

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

«… همهٔ عمر «بینام» بودم: سالها در آرزوی داشتن یک نام جنگیده بودم. و وقتی به آن نام دیگر احتیاجی نداشتم، یک روز صبح که از خواب بیدار شدم دیدم توی آیینه «نامکنندهٔ» بزرگی مقابلم ایستاده. نامکنندهای که خودش هنوز نامی نداشت، و فقط زادِ پدرش بود. نامکنندهٔ بینامی که نامش چنان وحشتی توی دلها میانداخت که قابل باور حتی برای خودش نبود.» جملات بالا آغاز «بی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: جمعه 17 فروردين 1397 ساعت: 21:18

نسیم مرعشی یک نویسندهٔ حرفهای و کاربلد است؛ حالا اگر دانشآموختهٔ مهندسی از دانشگاه علم و صنعت باشد و مستقیماً تحصیلات مرتبط نداشته باشد مهم نیست. حتی اگر دههٔ شصتی باشد و آنقدر دنیادیده نباشد که مثلاً جنگ را مستقیماً لمس کرده باشد که به سنش بخورد که جزئیات را بداند، مهم نیست. مهم همان است که گفتم: یک نویسندهٔ حرفهای و کاربلد است. او در کتاب اولش «پایی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

بسیار انتظار کشیدم تا این مطلب کوتاهْ آمادهٔ نوشتن شود. از فعل مجهول استفاده میکنم، چون واقعاً دست خودم نبود؛ خیلی طبیعی طول کشید. به جای این حرفها بروم سر اصلِ مطلب بهتر است. خاطرهٔ اولین تجربهٔ اورژانس را قبلاً در یک از خاطرههایم در همین وبلاگ نوشتهام. آنجا نوشتم که آن زمان، دانشگاه برای همسران دانشجوها هیچ بیمهای در نظر نمیگرفت و ما هم به خیال خوشِ

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

خانم دالووی، یک اثر کلاسیک غیرکلاسیک است، یک عاشقانهٔ غیرعاشقانه، یک خواندنیِ عذابآور لذتبخش. رمانی با پیرنگی ساده اما پیچیده همراه با جریان سیال خیال. این رمان فقط یک فصل دارد: از صفحهٔ اول تا صفحهٔ آخر؛ حتی تعداد خطهای سفید بین پاراگرافها، به عنوان فاصلهٔ زمانی، بسیار کم است. زمان در این داستان سرراست نیست؛ نویسنده ناگهان و بیخبر نقبی به گذشته میزن

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

نسخهای که خواندم، از جهتی بیربط جالب است: صفحهٔ اول کتاب نوشته شده چاپ اول ۱۳۴۳، چاپ دهم ۲۵۳۵. و اما بعد؛ تعارف را اگر کنار بگذارم، این کتاب یک کار ضعیف است با زبانی ضعیف، پیرنگهایی ساده و بیپیرایه، توصیفاتی دمدستی، و مکالمههای پشت سر هم، بدون آن که به خواننده فرصت تنفس بدهد. البته ایدههای داستان جذابند، مانند استحالهٔ روحی مش حسن به گاو یا استحا

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

خیلیها قلمفرسایی میکنند. از آخرین امکانات روز مثل واژهپردازهای پیشرفته استفاده میکنند تا اثری شستهرفته به بار بیاورند ولی آخرش آن چه که باید بشود نمیشود. این وسط یک آقایی به اسم فرانتس کافکا داستانی به اسم محاکمه مینویسد ولی حتی اجل فرصت تمام کردن داستان را به او نمیدهد. داستان پایان دارد ولی یکی از فصلهای نزدیک به پایان نیمه رها شده است. با وجود

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۴۲ منتشر شده است. در انتهای نسخهای که از آن خواندم (چاپ ۴۲، امیرکبیر)، واژهنامهای فراهم شده است تا خواندن این کتاب را، به قول نویسنده برای «مردم شمال»، آسان کند؛ گرچه بی آن واژهنامه هم خواندن این کتاب دشوار نیست. شاید تنها شباهت رمانِ تنگسیر با «سنگ صبور»، دیگر اثر چوبک، استفاده از زبان و دستور زبان بوشهری باشد (مانند عدم اس

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

یادم نیست در کدام کتاب، احتمالاً در یکی از کتابهای مربوط به نقد تمدن غرب از اصغر طاهرزاده، به این مضمون نوشته شده بود که انسان نمونه در جهانِ سنت به فکر تغییر خویش بود ولی انسان نمونه در جهان امروز به دنبال تغییر جهان پیرامونش است. انسان نمونه در سنت به فکر مجاهده و مراقبه و ریاضت نفس بود و انسان نمونه در دنیای نو به دنبال ساختن پل و هواپیما و بسط فناوری

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

این رمان برای چندمین بار دو چیز را به من ثابت کرد. اول آن که هر کتابی که جایزهٔ معتبری میبرد لزوماً کتاب خوبی نیست، خاصه آنکه بسیاری از داوران علایق سیاسی و ایدئولوژیکی دارند و این علایق، حتی اگر ناخودآگاه، در تصمیمسازیشان تأثیر میگذارد. دوم آن که هر منتقد خوبی لزوماً نویسندهٔ خوبی نیست. سوزان سونتاگ، منتقد معروف آمریکایی، در سال ۲۰۰۴ از دنیا رفت و ای

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

«این سو و آن سوی متن» حاوی درسگفتارهای عباس معروفی در مورد داستاننویسی است. این کتاب قبلاً به صورت جزوهای کوتاه در اینترنت منتشر شده بود ولی نشر گردون (متعلق به خود نویسنده در آلمان) آن را در ۴۰۹ صفحه منتشر کرده است. البته به نظرم همان جزوهٔ کوتاه کفایت میکند. آغاز کتاب خیلی هیجانانگیز است: مثالهای درخور و متناسب با موضوع، ریزبینیهای ستودنی نویسنده د

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

«آبیتر از گناه یا بر مدار هلال آن حکایت سنگینبار» اثر محمد حسینی از سوی انتشارات ققنوس در ۱۲۵ صفحه در سال ۱۳۸۳ منتشر شده است و توفیق بردن جایزهٔ بنیاد گلشیری را داشته است. به خاطر قلم درشت و تعداد صفحات کم، این داستان را میشود در یک نشست خواند. داستان اعترافات جوانی شهرستانی است در مورد قتل همسر شازده، عصمت. جوان ادعا دارد که ناقص متولد شده است، او عقیم

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 13:07

صفحه بندی